خرید بک لینک
گاهی نمیتوان به کتابی بیان نمود حرفی که یک حکایت کوتاه میزند       ×××××××××با جور و جمود و جهل باید جنگیدتاپاک شود جهان از این هرسه پلید یا ریشه هر سه را بباید خشکاند یا سرخ به خون خویش باید غلتید (ش.مطهر) «يكي از كهنترين و سنّتيترين روشهاي انسان براي انتقال معرفت به نسلهاي بعد، قصهها و حكايات بوده است. قصه، نابترين و خالصترين بخش ادبيات است؛ چرا كه ما را به دوراني پيش از پيدايش تفاسير و تعابير امروزمان ميبرد. قصّهها شادند، سرگرم كنندهاند، نمايشياند، اما فراتر از همه ، معرفت را به شكلي دلپذير منتقل ميكنند.»  (پائولو كوئيلو) ---------------------------                               (نقد دائرهالمعارف روشنگری):شفیعی مطهر شخصیت کمیاب و کیمیا و نادری است که تسلط ستایشبرانگیزی بر کلام دارد.ما هنوز کسی با این لیاقت قلمی در ایران نمیشناسیم. --------------------دائرهالمعارف روشنگری http://hadgarie.blogspot.com/2018/07/blog-post_52.html

برچسب: نویسنده: حدیث افشاری تاريخ: دوشنبه 2 بهمن 1402 ساعت: 14:20

گاهی نمیتوان به کتابی بیان نمود حرفی که یک حکایت کوتاه میزند       ×××××××××با جور و جمود و جهل باید جنگیدتاپاک شود جهان از این هرسه پلید یا ریشه هر سه را بباید خشکاند یا سرخ به خون خویش باید غلتید (ش.مطهر) «يكي از كهنترين و سنّتيترين روشهاي انسان براي انتقال معرفت به نسلهاي بعد، قصهها و حكايات بوده است. قصه، نابترين و خالصترين بخش ادبيات است؛ چرا كه ما را به دوراني پيش از پيدايش تفاسير و تعابير امروزمان ميبرد. قصّهها شادند، سرگرم كنندهاند، نمايشياند، اما فراتر از همه ، معرفت را به شكلي دلپذير منتقل ميكنند.»  (پائولو كوئيلو) ---------------------------                               (نقد دائرهالمعارف روشنگری):شفیعی مطهر شخصیت کمیاب و کیمیا و نادری است که تسلط ستایشبرانگیزی بر کلام دارد.ما هنوز کسی با این لیاقت قلمی در ایران نمیشناسیم. --------------------دائرهالمعارف روشنگری http://hadgarie.blogspot.com/2018/07/blog-post_52.html

برچسب: نویسنده: حدیث افشاری تاريخ: دوشنبه 2 بهمن 1402 ساعت: 14:20

یکشنبه یکم بهمن ۱۴۰۲ - 5:35 - سیدعلی رضاشفیعی مطهر - سخن هفته:مشکل ما خدا نیست. مشکل ما انسانهایی است که خود را نمایندۀ خدا دانستند و با نام خدا هرکاری که خواستند کردند. (میلان کوندرا)داستانک:خواجه محمد مهتاب در شارع نیشابور جوانی قویبنیان بدید که بر اسب نشسته و شمشیر به میان بسته و خنجر در گریبان نهاده و نیزه در دست بگرفته و سر در کلهخود فرو برده است.گفت: ای جوان، این شمشیر و نیزه با خود به کجا میبری!؟ گفت: نشنیدهای که رومیان زیر بیرق صلیب، لشکر میآرایند و بر طبل جنگ میکویند!؟ به غزا با ایشان روم. مهتاب گفت: اگر نروی چه شود؟ جوان گفت: کفر به نیشابور و سبزوار آید و ایمان از میان برود! مهتاب گفت: اگر کفر به نیشابور آید، چه شود؟ گفت: ستم بر تخت سلطنت بنشیند و انصاف از دلها برود و دروغ بر راست غالب آید و اغنیا بر ضعیفان رحم نیاورند و فحشا روی نماید و سفرۀ خلق از نان تهی گردد و خدای روی از ما بگرداند. مهتاب گفت: ای جوان، حمایل از میان بگشا و به خانه اندر شو، که این کفر که تو میگویی، از نیشابور نرفته است که بازآید! (دکتر رضا بابایی)طنز هفته:ﺍﺯ ﺗﺸﯿﻊ ﺟﻨﺎﺯﻩ ﺑﺮمیگشتیم

برچسب: نویسنده: حدیث افشاری تاريخ: دوشنبه 2 بهمن 1402 ساعت: 14:20

صفحه بندی